محمود سامانى

65

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

انتقال داد و تو آن را از برادرى به برادر ديگر منتقل كرده‌اى و فرق اين دو را خود مىدانى . فضل گفت : پس من هم آن را از قبيله‌اى به قبيله ديگر انتقال خواهم داد . سپس به مأمون پيشنهاد كرد كه على بن موسى را ولىعهد خويش قرار دهد و مأمون نيز چنين كرد و ولىعهدى مؤتمن را ملغى اعلام نمود . « 1 » از عبداللّه بن طاهر نقل شده است : فضل بن سهل به مأمون خاطر نشان كرد كه صله رحم به جا آورد و با على بن موسى بيعت كند و از اين راه به خدا و رسول تقرب جويد ، تا آنچه رشيد درباره علويان مرتكب شده ، از خاطرها برود . « 2 » مأمون قادر به مخالفت با فضل نبود . از اين رو ، رجاء بن ضحّاك و ياسر خادم را به مدينه روانه كرد تا على بن موسى بن جعفر ( ع ) ، محمد بن جعفر و على بن جعفر را به سوى خراسان حركت دهند و اين در سال 200 هجرى بود . « 3 » ابوالفضل بيهقى نيز نقش فضل را در يادآورى عهدى كه مأمون با خدا بسته بود و كوشش وى در اين امر را با جزئيات بيشترى نقل مىكند . « 4 » علامه مجلسى نيز طرح و انديشه اوليه ولايت‌عهدى امام رضا را از جانب فضل دانسته است . « 5 » برخى منابع نيز علت قتل فضل را به دست مأمون ، محبت وى به اهل‌بيت ( عليهم السلام ) دانسته‌اند . « 6 » بنا به نوشته جاسم حسين ، انتصاب امام رضا ( ع ) به ولايت‌عهدى در واقع ، برنامه‌اى سياسى بود كه وزير پارسى مأمون ترتيب داد و با ديگر اهداف سياسى براى تحكيم حمايت فارسيان همراه بود و به علايق مخالفان عرب خود در بغداد

--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 165 . ( 2 ) . همان ، ص 386 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 147 . ( 4 ) . تاريخ بيهقى ، ج 6 ، ص 191 ؛ جغرافياى تاريخى ، ص 162 . ( 5 ) . بحار الانوار ، ج 12 ، ص 130 . ( 6 ) . نسائم الاسحار من لطائف الاخبار ، ص 18 .